جناحهای جنگ طلب امریکا و بحران لبنان
جناحهای جنگ طلب امریکا و بحران لبنان
بحران لبنان جناحهای جنگ طلب را به فعالیت مجدد برای تشویق دولت امریکا به حمله نظامی به ایران واداشته است
سرمقاله اینوستورز بیزنس دیلی ازجمله این مطالب به شمار می رود
خاورميانه: چرا الان؟ دنيا در كنار درخواستهاي هميشگي براي "خويشتنداري"، بايد اين پرسش را نيز مطرح كند. بعيد است كه حزبالله، اين ساخته دست ايران و متحد سوريه، تصادفي به اسرائيل حمله كرده باشد.
ما ادعا نميكنيم كه پاسخ قطعي اين پرسش را داريم، اما يك چيز به اندازه كافي روشن است. تصميم حزبالله در از سرگيري جنگ با دولت يهود با هدفهاي دولتهاي تروريست سازگاري دارد.
براي دولت ايران، اين بهترين زمان براي خشونت است. اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد شروع به جدي گرفتن تحريم حكومت ملايان ايران بخاطر برنامه اتمياش كرده بودند. اما حالا بازيگران اصلي در اروپا نگاه انتقادآميز خود را به سمت اسرائيل برميگردانند.
اتحاديه اروپا، انگار كه از تهران خط گرفته باشد، روز پنجشنبه اسرائيل را، بخاطر استفاده "نامتناسب" از نيروي نظامي
.در حمله به خاك لبنان محكوم كرد و اين پس از آن بود كه حزبالله سربازان اسرائيلي را كشت و روبود. پس از صدور اين بيانيه حزبالله با حمله موشكي به شهر حيفا به آتش جنگ دامن زد. اما همانگونه كه در جنگهاي قبلي نيز شاهد آن بوديم، هروقت كه اسرائيل دست به اقدامي قاطع براي دفاع از خود ميزند، زخم زبان كشورهاي اروپايي شروع ميشود.
در اين هفته ايران دليل خوبي براي استقبال از جنگ دارد. ايران تا چهارشنبه مجبور بود به خواست جامعه جهاني براي توقف غنيسازي اورانيوم پاسخ بدهد، اما اين موعد با بيتوجهي تمام سپري شد. اكنون جنگي آغاز ميشود كه احتمالا اتحاد شكننده ائتلاف براي محدود كردن بلندپروازيهاي اتمي ايران را تحت فشار خواهد گذاشت. احساس بحران ناشي از جنگ همه را (از جمله آمريكا را) بر آن خواهد داشت تا موضوع ايران را مسكوت بگذارند. تهران به آساني فرصت بيشتري پيدا خواهد كرد.
سوريه هم از اين درگيري بيبهره نميماند، بخصوص اگر اسرائيل كاري به كارش نداشته باشد. اين كشور مسائل خودش را با قدرتهاي غربي دارد از قبيل پناه دادن به افراطيها مانند خالد مشعل رهبر حماس و اتهام دست داشتن در قتل رفيق حريري.
اكنون كه حمايت سوريه از تروريسم براي جهان روشن شده است، اين كشور ميتواند از فراموشي و سردرگمي اخلاقي سود ببرد. اگر اسرائيل در اين جنگ محكوم شود، بيشترين سود نصيب سوريه خواهد شد.
همانگونه كه قبلا اشاره كرديم، پرسش "چرا الان" بيش از يك پاسخ دارد. حتي اگر ايران و سوريه دستور شروع اين جنگ را نداده باشند، مسئوليت ادامه آن بر عهده آنها خواهد بود. بهرحال اسلحه و تجهيزات حزبالله از آسمان نميآيد. مانند هر ارتش ديگر كسي بايد اسلحه و آذوقه آنها را تدارك ببيند و خرجش را بدهد.
ايران حزبالله را در سال 1982 بوجود آورد تا انقلاب اسلامي آيتالله خميني را گسترش دهد، و به عنوان حامي اصلي آن چنين گفته ميشود كه سالانه بيش از 100 ميليون دلار خرج آن ميكند.
ايران وسوريه ميتوانند به حزبالله فشار بياورند تا با قطع حملات و رها كردن گروگانها به بحران لبنان پايان دهد. حزبالله به هيچكس ديگر پاسخگو نيست. بيشك حكومت لبنان ضعيفتر از آن است كه بتواند اين گروه را به زانو در بياورد. اما ايران و سوريه با حرف خوش اين كار را نخواهند كرد.
و همينجاست كه ما ميترسيم دنيا كوتاه بيايد. كاخ سفيد در اين هفته با سرزنش علني ايران وسوريه كار درستي را انجام داد. اما محور ترور در خاورميانه احتياج به چيزي بيشتر از كلمات تند واشنگتن دارد. آنها لازم است كه با تهديد انزواي سياسي و اقتصادي و حتي نظامي روبرو شوند.
در غير اينصورت، آنها بسلامت خواهند رفت و مثل هميشه لبه اصلي نكوهش بينالمللي متوجه اسرائيل خواهد شد.
منبع: اينوسترز بيزينس ديلي – 14 ژوئيه