2A بر فراز سیلوهای خالی انباشته از موشک هایی که در طی سال های طولانی جنگ سرد بر روی هم تلنبار شده اند، پرواز می کند، از اقیانوس اطلس عبور می کند، و به سمت جایی حرکت می کند که KC-135 R غول پیکر با سوخت تازه تمام شب را در انتظار شلیک بوده است.
بیش از 19 ساعت بعد، هواپیمای بمب افکن بر فراز رشته کوه های کرکس در مرکز ایران قطعه قطعه می شود و یک بمب 4500 پوندی را بر فراز یک مجتمع ساختمانی که با موشک ها و سلاح های قدیمی محافظت می شود رها می کند. صدای انفجار در حومه شهر می پیچد.
بنا به اظهارات بسیاری از کارشناسان، این صحنه فتح باب حمله به ایران خواهد بود. سام گاردینر سرهنگ بازنشسته نیروی هوایی آمریکا که در کالج ملی جنگ عملیات استراتژیک و ارتشی تدریس می کرده در این رابطه می گوید: "ایران چه در داخل و چه در خارج از پنتاگون همواره در مرکز توجه حمله آمریکا قرار داشته است، که من هم در برخی از آنها حضور داشته و یا در جریان آن بوده ام. من احتمالا بیش از بیست بار به ایران حمله کرده ام؛ و احتمالا 30 تا 40 بار ایران را بمباران کرده ام."
دولت بوش پیوسته این عبارت را تکرار می کند که مایل است برای حل بحران هسته ای ایران از روش های دیپلماتیک استفاده کند. اما دولت بوش تاکید می کند که همه گزینه ها و من جمله حمله به ایران بر روی میز قرار دارد.
اما حمله نظامی آمریکا به ایران به چه صورت خواهد بود؟
گزینه های احتمالی حمله ارتش آمریکا به ایران دامنه وسیعی را شامل می شود.
ممکن است واشنگتن از مخالفان رژیم حمایت کند، یا نیروهای ویژه را برای انجام عملیات سرنگونی در داخل خاک ایران به کار بگیرد، یا تاسیسات هسته ای ایران را ویران کند یا دانشمندان کلیدی ایران را ترور کند. از نظر بسیاری از تحلیلگران چنین عملیاتی گرچه دارای اهمیت بسیاری هستند، اما برای توقف برنامه هسته ای ایران کافی نیستند.
از سوی دیگر ایالات متحده ممکن است یک حمله نظامی گسترده را سازماندهی کند. این در حالی است که ایران از عراق بسیار وسیع تر و کوهستانی تر است، و در نتیجه ممکن است مقاومت بیشتری هم در کشور وجود داشته باشد.
گادینر در این رابطه می گوید "من کسی را ندیده ام که در باره احتمال حمله زمینی به ایران صحبت کند. او می گوید به نظر می رسد که این امر موضوعی است که ایالات متحده از جنگ در عراق آموخته است.
در بین گزینه هایی هم که برای حمله هوایی به ایران وجود دارد سناریوهای مختلفی، از حمله به اهداف نظامی محدود در ایران گرفته تا حمله به سایت های تحقیقاتی به دقت انتخاب شده، و نیز حمله به اهداف سیاسی ، نظامی، و علمی که هدف از آنها نه تنها توقف برنامه هسته ای ایران بلکه سرنگونی رژیم ایران است، وجود دارد.
تحلیلگران احتمال اخیر را ضعیف می دانند. ثابت شده که قدرت نظامی به تنهایی برای سرنگونی یک رژیم کافی نیست، و انجام چنین حمله ای ماه ها زمان خواهد برد و هزینه های سیاسی و دیپلماتیک بسیاری خواهد داشت.
اندرو تیکل یک تحلیلگر امنیتی در استارتفور می گوید "تفاوت چندانی بین بمباران یک سایت یا بمباران 1000 سایت وجود ندارد. "
از نظر بسیاری از کارشناسان محتمل ترین گزینه انجام عملیات محدود هوایی است، که برای توقف یا به تاخیر انداختن برنامه هسته ای ایران کارایی کافی داشته باشد.
اما در هر حال تحلیلگران به خردمندانه بودن چنین حملاتی تردید دارند. در مجموع این اجماع وجود دارد که ارتش آمریکا توان مقابله با نیروی دفاعی ضعیف و منسوخ ایران را دارد. اما در همین حال در باره این موضوع که نتیجه عملیات بمباران کاملا روشن نیست و نتایج آن ممکن است گسترده، ماندگار، و نا خوشایند باشد هم اتفاق نظر وجود دارد.
نیروی دفاعی ایران قدیمی است. نیروی هوایی ایران شامل چند صد جنگنده است که بسیاری از آنها من جمله میگ های روسی و اف 14 های ساخت آمریکا، ضعیف و قدیمی هستند، و زراد خانه موشک های زمین به هوای ایران و نیز ضد هوایی های ایران شانس بسیار کمی دارند که بتوانند با سلاح های مدرن آمریکایی مقابله کنند.
با توجه به سخنان آنتونی کوردزمن تحلیلگر مرکز مطالعات بین المللی و استراتژیک آمریکا، ایران سیستم دفاع هوایی خود را در اطراف برخی از اهداف مشخص خود متمرکز کرده است. مثلا در اطراف تاسیسات غنی سازی اورانیوم در نطنز، واقع در جنوب تهران و در اطراف راکتور آب سنگین اراک مستقر در جنوب غرب تهران.
راکتور هسته ای ایران در بوشهر نیز که توسط روسیه طراحی شده است از تاسیساتی است که در اطراف آن تجهیزات دفاعی مستقر شده است. علاوه بر این حمله به تاسیسات بوشهر از ریسک بالایی برخوردار است، چون تعداد زیادی روسی در آن فعالیت دارند، که در صورت حمله به نیروگاه ممکن است کشته شوند. مانع دیگر حمله به ایران عدم اطمینان در باره برنامه هسته ای ایران است . این که تاسیسات هسته ای ایران دقیقا در کجا واقع شده اند، گستردگی آن به چه میزان است، و چه میزان حفاظت بر آن اعمال می شود.
تصاویر اخیر ماهواره ای نشان می دهند که ایرانی ها تاسیسات زیر زمینی بیشتری را ساخته اند و بسیاری از تجهیزات آنان در حدود 45 فوتی زیرزمین در میان انبوهی از سیمان و غبار قرار گرفته است.
بنا به گفته کارشاسان نظامی به کمک حملات هوایی چندگانه می توان بر این چالش ها غلبه کرد. اما با این عمل خلبانان آمریکایی و شهروندان ایران در معرض ریسک بیشتری قرار می گیرند. کاملا مشخص نیست که آمریکا باید چه تعداد اهداف را مورد اصابت قرار بدهد و چند بار. آژانس بین المللی انرژی هسته ای 18 سایت هسته ای در ایران شناسایی کرده است، اما به اعتقاد گادینر و سایر تحلیلگران ساخت و سازهای جدید تعداد نقاطی را که لازم است مورد حمله قرار بگبرند افزایش داده است. بنا به گفته گاردینر فقط تعداد اهداف هسته ای ایران 400 تاست.
او می گوید "اگر بخواهیم سایت های نگهداری موشک را هم به این تعداد بیفزاییم، تعداد آنها به 2000 یا 2500 یا 3000 تا خواهد رسید". کوردزمن هم تخمین می زند که "برای هدف قرار دادن این اهداف هسته ای لازم است که تعداد بمباران ها موشک های کروز به بیش از چند صد حمله در طول هفته برسد.
راه های متعددی وجود دارد که ایران پس از انجام این حملات، عملیات تلافی جویانه انجام بدهد. ایران ممکن است بلافاصله پس از حمله به کمک نمایندگان خود در خاور میانه - مثلا حزب الله در لبنان و شبه نظامیان شیعه در عراق - فعالیت هایی را که از انجام آنها منع شده افزایش دهد، و موجب بی ثباتی و خشونت در منطقه شود.
تیکل در این رابطه می گوید "من نمی دانم که این گروه ها برای آسیب رساندن به دارایی های ایالات متحده در عراق به چه میزان نیرو نیاز خواهند داشت، اما آنها ممکن است عراق را به یک جهنم تبدیل کنند". نیروهای آمریکایی و اسرائیلی در تیررس موشک دوربرد شهاب 3 ایران قرار دارند. ایران قبلا هم تهدید کرده است که در صورتی که به نیروگاه ایران حمله شود این کشور هم به نیروگاه اسرائیل حمله خواهد کرد.
برخی از تحلیلگران پیش بینی می کند که ممکن است ایران در سرتاسر جهان و همچنین در داخل خاک ایالات متحده بر ضد منافع ایالات متحده عملیات تروریستی انجام بدهد. اما در عین حال برخی نیز اعتقاد دارند که ممکن است ایران چنین اعمالی را بیش از آن تحریک آمیز تصور کند که به انجام آن مبادرت ورزد.
در نهایت مخاطرات این امر به این بستگی دارد که حمله ایالات متحده به ایران تا چه حد شدید باشد. آیزنشتاد در این رابطه می گوید "موضوع این است که چنانچه میزان حملات آمریکا به ایران بسیار شدید باشد ممکن است این طور به نظر برسد که ایالات متحده قصد تغییر رژیم را دارد. آیا واقعا ما تمایل داریم که ایرانی ها را در چنین وضعیتی قرار بدهیم؟ من در این باره مطمئن نیستم." احتمالا کارآمد ترین سلاحی که ایران در دست دارد نفتی است که این کشور به سرتاسر جهان می فروشد. گرچه این مساله هم مخاطرات خاص خود را دارد. این امر اثرات خود تخریبی اقتصادی دارد.
اگر ایران با تخریب خطوط لوله عراق صدور نفت از عراق را دچار مشکل سازد و همچنین با مسدود کردن تنگه هرمز مانع از عبور نفت از منطقه شود، این شرایط ممکن است بیشتر به ضرر ایران باشد تا به نفع آن. آیزنشتاد هم در این رابطه می گوید " گمان نمی کنم که ایران مایل باشد که با مسدود کردن تنگه هرمز دست به گاف بزرگی بزند. این کار برای آنها تیغ دو لبه است ."
همچنین ایرآن ممکن است با استفاده از مین هایی که به اعتقاد برخی از تحلیلگران در بستر تنگه کار گذاشته شده، یا با استفاده از C 14 های سریع السیر که مسلح هستند یا با استفاده از موشک های ضد ناو، یا عملیات انتحاری دست به عملیات ایذایی بزند.
اینکه این عملیات ایذایی چه مفدار آسیب وارد خواهد ساخت چندان روشن نیست. اما با توجه به ماهیت متزلزل بازار بین المللی نفت و کمپانی های بیمه حتی تهدید چنین حملاتی می تواند قیمت نفت را به بالاترین میزان ممکن برساند، که به شدت به اقتصاد ایالات متحده آسیب خواهد رساند.
ایالات متحده می تواند با استفاده از نیروی نظامی، امنیت تنگه هرمز را تضمین کند، اما خود این امر مشکل را تشدید خواهد کرد.
ریچارد آندرس استاد مدرسه مطالعات هوا– فضای نیروی هوایی در این رابطه می گوید "استقرار نیروی زمینی آمریکا در جنوب ایران، بد ترین چیزی است که ممکن است اتفاق بیفتد."
ایالت متحده می تواند تهران را اشغال کند و دولت جدیدی را منصوب کند. شبیه همان کاری که در عراق انجام داد. اما ایران از عراق بسیار وسیع تر است و اقلیم بسیار پیچیده تری دارد، و تحلیل های جمعیتی نشان می دهد که این امر ممکن است که به انسجام بیشتر و مبارزه با نیروی اشغال گر منجر شود.
چهره هولناک هریک از گزینه هایی که در رابطه با بحران ایران در برابر ایالات متحده قرار دارد، موجب می شود که بسیاری از تحلیلگران به این نتیجه برسند که برای حل بحران ایران حمله نظامی راه حل مناسبی نیست. کوردزمن می گوید " مگر آنکه ایالات متحده شواهدی پیدا کند که نشان دهد ایران یک خطر قریب الوقوع است، که به این منظور لازم است که نشانه ای دال بر وجود سلاح اتمی در ایران یافت شود. ایالات متحده می تواند شکیبایی پیشه کند. شکیبایی همیشه یک فضیلت نیست، اما گناه کبیره هم نیست. "
برخی اعتقاد دارند که نادیده گرفتن تهدید ایران ممکن است اثر معکوس داشته باشد. استفان زنوس استاد مطالعات بین المللی و سیاسی در دانشگاه سان فرانسیسکو در این رابطه می گوید "تهدید جنگ ممکن است به افزایش فراملیت گرایی منجر شود و به بلند پروازی و جاه طلبی هسته ای ایران دامن بزند. مشوق های دیگری هم هست که بتوان به ایران عرضه کرد."
با این همه برخی از تحلیلگران که با گزینه حمله به ایران مخالفند می گویند که دیپلماسی در رابطه با بحران ایران از همه عوامل بهتر عمل خواهد کرد.
ریچارد راسل استاد امور امنیت ملی در دانشگاه دفاع ملی می گوید "ما ناچار هستیم که برای وادار ساختن ایرانی ها به انجام مذاکره، دیپلماسی را در کنار تهدید نیروی نظامی قرار بدهیم. در صورت نبود تهدید نظامی جدی آنچه که شاهد آن خواهیم بود فقط سیاه بازی ایرانی خواهد بود."

منبع:اول سپتامبر سانفرانسیسکوکرونیکل

از سایت دکتر حقیقی