یک نکته _ یک مهارت 3

الان كه اين مطالب را مي نويسم ساعت نزديك نه و ده دقيقه شب است و مانده ام كه براي اين پست چه مطلبي را انتخاب كنم. چيزي كه به نظرم مي تواند مقداري در تحليل مفيد باشد دقت در منابع مختلف است. همانطور كه در پست يك نكته يك مهارت نوشته بودم تبليغات و آنچه كه در رسانه هاي سمعي و بصري مطرح مي شود نه تماما نفس واقيعت است و نه دروغ گويي محض، بلكه عبارت است از اخبار گزينش شده اي از يك ماجرا  كه باور هاي مخاطب را در جهت خواسته هاي ماموران تبليغ سوق ميدهد.(البته ممكن است كمي خرده شيشه هم داشته باشد).

به عنوان نمونه اگر اخبار مربوط به پرونده هسته اي را صرفا بخواهيم از منابع داخلي بدست بياوريم،به احتمال بسيار زياد (شواهد هم همين را تاييد ميكند) به آن بخشهايي از اخبار دست رسي خواهيم داشت كه از فيلتر منافع دولت گذشته باشد(اخباري كه احساس عزت و پيروزي را در مخاطب ايجاد كند).

اما آيا با اين سنخ از اخبار (گزينش شده ) مي توانيم يك تحليل كاملا درست ارائه كنيم؟

پاسخ به نظر من منفي است . چون كه تمام مواد خام اوليه تحليل ما را به سمت برتري دولت ما مي برد و محصول به نظر من دقيقا هماني خواهد بود كه ماموران تبليغ كشور مي خواهند.خوب پس چه بايد كرد؟

مي توان از منابع ديگري نيز بهره جست . مثلا در مواردي كه بحث حزبي است مي توان علاوه بر ارگان خود حزب از ارگانهاي احزاب منتقد هم بهره جست و سپس مجوعه اين اخبار را جمع بندي كرد و با توجه به اين جمع بندي به ارائه تحليل پرداخت.در اين دست موضوعات مي توان به سه دسته منابع فكر كرد و از آنها استفاده كرد:

منابعي كه رسانه هاي رسمي يا نزديك به طرفين اند و منابع بي طرف و يا كمتر مغرض.

باز در اين مئسله هسته اي مي توان به طيفي از منابع داخلي (روزنامه ها، تلويزيون و راديوهاي ايران) و طيفي از منابع داخل كشور هاي ديگر در گير در ماجرا(روز نامه ها راديو ها و تلويزون هاي كشور هاي 5+1) و نيز خبر گذاري هاي غير وابسته و مستقل نام برد كه پس از دريافت مواد خام اوليه از تمام منابع فوق و جمع بندي آنها مي توان تا حدودي به اصل ماجرا و اتفاقات در باره اين موضوع پي برد.

ديگه دارم خسته مي شوم خداحافظ

تحلیل 4

امشب (4/3/1385) به محض اينكه صداي اعلام اخبار را از تلويزيون شنيدم با اشتياق و دقت فراوان در اهم اخبار ونيز مشروح اخبار منتظر اعلام نتيجه نشست 5+1 از سوي مجري برنامه بودم ولي زهي خيال باطل نه در بين مهمترين اخبار خبري از اين موضوع بود ونه در مشروح اخبار فقط مجري بعد از اعلام نشست سران اروپا و روسيه كه در آن طيف وسيعي از موضوعات منجمله موضوع ايران طرح بوده در يك جمله كوتاه اعلام كرد كه اين نشست بي نتيجه بود.

شاخ درآوردم.چرا ؟ آخه شما رفتار قبلي ايران را در باره همين مسئله و موضوعات مشابه اگر بررسي كنيد مي فهميد.

هرچي فكر كردم كه خدايا با چه منطقي از اين شكست امريكا بدون هيچ سر وصدايي بي خيال رد شدند،ذهنم به جايي قد نداد. آخه دولتمردان وقتي يك مسئله اي را سريع ازش رد ميشن يا اصلا اجازه طرحش را نمي دهند يعني اينكه به مزاجشان زياد خوش نيامده يا اينكه اصلا به مزاجشان خوش نيامده است.

اين هم از آن مسائلي است كه (با اين تكراري كه در 60 ثانيه شد مي شود 2 بار ) خيلي كوتاه از كنار آن رد شدند.خوب چرا ؟

يه سئوال ديگه اينه كه چرا در اخبار موضوع انرژي هسته اي ما داره توي حاشيه قرار مي گيره؟ من دو تا سناريو دارم:

1: اين جلسه حاوي مسائلي بوده است كه به مزاج رفقاي دولتي ما زياد خوش نيامده و طرحش در جامعه به صلاح نيست. خوب در اين مورد هم طبيعي است كه اخباري كه بيان كننده پيروزي يا توفيقات دشمن باشد كه به معني عدم توفيق ماست با توجه به رفتار و منش ضد استكباري دولت دكتر است اصلا نبايد در جامعه طرح شود چون باعث تضعيف روحيه موجود و كاهش قدرت مانور مسئولين خواهد شد ضمن اينكه يه آب گل آلودي خواهدشد  براي رفقاي اصلاح طلب كه يه حال گيري اساسي از دكتر بكنند و يه دلي از عزا در بياورند.مسائلي كه ميتواند در اين جلسه اتفاق افتاده باشد بين يك حداقل وحداكثري خواهد چرخيد از جلب نظر روسيه چين ولو به اندازه يك اپسيلون تا موافقت آنها با قطعنامه آمريكايي ها. حالا چي شده فقط خدا ميدونه و احمدي نژاد و پوتين و.. بقيه.

2: دومي سناريويي كه قابل طرح است سناريوي كمرنگ سازي مسئله در افكار عمومي براي احتمالا يكسري پوئن دادن ها يا يقب نشيني هااست.شايد همانطور كه مسئله را تبديل به غرور ملي كردند مي خواهند آنرا تبديل به يك مسئله عادي و... بكنند تا بتوانند در صورت بيخ پيدا كردن ماجرا بدون مقاومت افكار عمومي آنرا تعليق كنند يا به روسيه منتقل كنند يا.....

البته احتمال غلط بودن اين تحليل ها هم هست ولي همانطور كه گفتم پوشش خبري عدم توافقات قبلي با اين حداقل در ذهن من با هم فرق داشت و اساسا مگر مي شود همچين توفغيقي را در داخل به سادگي ازش گذشت؟

البته مي توان يك سناريوي تركيبي را در نظر گرفت و ان اين است كه :

با توجه به نتيجه اين جلسه (كه نمي دانيم چيست) ايران قصد يكسري عقب نشيني هايي را دارد و اينها تحركاتي است كه هدف آن ايجاد ضمينه مناسب اجتماعي جهت اين عقب نشيني ها است.كه مي شود اينطور گفت كه به مرور مسئله هسته اي را از صدر اخبار حذف ميكنند و به جاي آن مطالب ديگري را قرار ميدهند و پس از چندي اصلا اين مسئله از بين اخبار حذف خواهد شد.

 

تحلیل3

با سلام

الان كه دارم اين مطلب را براي قرار دادن در پست وبلاگم مي نويسم ساعت نزديك هشت صبح است و برنامه هاي فارسي شبكه هما هم تازه تمام شده است .

گفته بودم كه از نحوه قرار دادن اخبار مربوط به پرونده هسته اي در بين اخبار ديگر و نيز سرسري از كنار خبر بدون نتيجه بودن مذاكرات گروه 5+1 گذشتن يه بوهايي مي آيد،حدسم درست بود .تنيجه مذاكرات هرچه بود مقامات آمريكايي از آن به عنوان يك پيشرفت چشمگير ياد كردند.وحسابي ذوق زده شدند .

در ضمن در يك تحول جديد يانكي ها گفته اند كه به شرط تعليق كامل تمام فعايت هاي هسته اي ايران مي توان با ايران به مذاكره پرداخت.

 خبر ديگر اينكه تعدادي از بانكهاي چيني واروپايي اعلام كرده اند كه از پذيرش ال سي هاي تجار ايراني در نزد خود معذور اند و براي آنها گشايش اعتبار نخواهند كرد و ديگر اينكه ژاپني ها هم تحت فشار آمريكا سرمايه گذاري هاي خود را در يكي از بزرگترين ميدانهاي نفتي جهان ( آزاده گان ) در ايران به حال تعليق در آورده اند و البته ايران هم براي تصميم گيري نهايي به آنها يك ضرب الاجلي را داده است و برخي كارشناسان معتقد اند كه شايد فقط چين بتواند به لحاظ نياز خود به انرژي و عدم ارائه جايگزين مناسب توسط آمريكا (اگر نتواند جايگزيني ارائه كند) در اين ميدان سرمايه گذاري كند.

تحلیل2

يكي از اخباري كه ديروز در داخل منتشر شد و روز قبل از آن هم توسط رسانه هاي فارسي زبان خارج از كشور انتشار يافت خبر استقرار تعدادي از موشكهاي بالستيك آمريكا در خاك دو تا از متحدان اروپايي اش بود كه اين حركت با  هدف اعلام شده تامين امنيت متحدان اروپايي آمريكا صورت گرفت و با واكنش منفي و انتقاد آميز روسيه نيز مواجه شد. برخي از رسانه هاي خارجي هم اين حركت را تداعي كننده فضاي جنگ سرد ناميدند.بعضي نيز اين حركت را تاكتيكي از سوي دولت آمريكا ناميدند كه به وسيله آن مي خواهد بودجه نظامي اش را تامين كند و اين حركت ارزش ديگري ندارد.

اما با توجه به اينكه خبر اين حركت درست دو روز قبل از اجلاس 5+1 منتشر شد و با توجه به اينكه آمريكا از ابتداي مسئله هسته اي ما تهديد به حمله نظامي را هم به انحا گوناگون مطرح مي كرده و با توجه به مخالفت روسيه چين ونيز پافشاري مسئولين جمهوري اسلامي ايران بر مواضع خود مي توان چند سناريو را مطرح كرد و به بحث در باره آنها پرداخت:

 تا قبل از اين حركت، سطح تهديد آمريكا در مسئله ايران از تهديد زباني فرا تر نرفته بود و آمريكا با اين كار سطح تهديد را از سطح زباني يا به تعبير واقعا جالب آقاي البرادعي از لفاظي به سطح تهديد عملي ولو ضعيف افزايش داده است؛كه اگر اين خبر را در ادامه اخبار نقل شده از وزير كشور پيرامون استقرار واحد هايي از نيرو هاي آمريكايي در مرز هاي كشور بدانيم باز سطح تهديد افزايش خواهد يافت.

اين افزايش سطح تهديد مي تواند با چند هدف شكل گرفته باشد:

1 : تاثير گذاري بر فضاي مذاكراتي كه ديروز در حال انجام بود.به عبارت ديگر آمريكا از يك طرف سر ميز مذاكره است و از طرف ديگر با نيرو هايش مانور مي دهد و احتمالا قصد دارد از اين عمل به عنوان يك اهرم فشار در مذاكرات استفاده كند تا بتواند نظرات خودش را در اين جلسه به كرسي بنشاند.

ميتوان گفت اين كشور مي خواهد بگويد اگر شما هم همراهي نكنيد من خودم اقدام خواهم كرد و چون اين كشور منافعي در ايران دارد اگر اين تهديد را معتبر ارزيابي كند كه احتمالا هم نكرده است براي حفظ منافع خود احتمالا مقداري كوتاه خواهد آمد .

2- خود اين حركت يعني استقرا چند موشك بالستيك در اروپا اين سئوال را مطرح مي كند كه چرا؟(در افكار عمومي)

خوب اين سئوال هم جواب مي خواهد وبا توجه به توان رسانه اي غرب احتمالا ايران را عامل اين حركت معرفي خواهند كرد(ايران تهديدي است براي متحدان اروپايي ما). خوب شما در برابر عامل تهديد چه واكنشي از خودتان بروز مي دهيد؟

3- با اين حركت مي خواهد به مردم خود ما هم اعلام كند كه ما داريم مي آييم و قضيه دارد بيخ پيدا مي كند هي نگوييد انر‍‍‍‍‍ژي هسته اي حق مسلم ماست.

4- با افزايش سطح تهديد نسبت به ايران اميدوار است كه شايد نظام جمهوري اسلامي كوتاه بيايد و تعليق را بپذيرد

5 - در صورت بيخ پيدا كردت اوضاع به هدف هاي خود در ايران دسترسي داشته باشد.يادمان باش در مانور قبلي ايران گفت ببين اگه بخواهي از خليج فارس بيايي حالت رو مي گيرم اينها هم گفتند زكي از يوگوسلاوي ميزنيمت.

یک نکته_یک مهارت2

من چند تا دوست عزيز دارم كه با همه احترامي كه براي آنها قائلم در گرايش سياسي با آنها يك اختلاف نظراتي دارم.

امروز (4/3/1385)در مغازه يكي از اين دوستان كه پاتوق ما هم هست دور هم جمع بوديم كه صحبت از مسائل سياسي شد و از اين حرف ها.

 در همين گير و  بيري من هم هوس كردم كه يك مذاكره را شبيه سازي كنم.هرچند به دلايلي كه در زير مي گويم شكست خوردم ولي همين تجربه اي كه بدست آوردم مي تواند مقدمه پيروزي هاي بعدي باشد.

1 : اولين اشتباه من اين بود كه از ابزارهاي چانه زني بدرستي استفاده نكردم. در ابتدا با تهديد به اينكه فلان كار را نمي كنم دوستم را در موضع انفعال قرار دادم، اما به دليل دو مين اشتباهم كه معين نبودن سقف و كف خواسته هايم بود ،به گونه درستي وارد چانه زني نشدم . او در جواب تهديد من نرم شد و موضع خود را پس گرفت كه در اينجا من مي توانستم چند حركت انجام بدهم :

اول اينكه پس از به انفعال كشيدن وي فورا روند مذاكره را بدون اينكه بخواهم امتياز ديگري بگيرم تمام كنم.

دوم اينكه : در ازاي عدم تحقق تهديدم علاوه بر عقب نشيني او از موضعش در خواست امتياز ديگري را بنمايم.

البته در اين مورد چون ريش طرف گير بود اين استراتژ ي مورد دوم مي توانست پاسخ گو باشد. لازم به ذكر است كه مرد اول كف خواسته ام بود و مورد دوم بر حسب مورد و مقدار مي توانست سقف خواسته يا خواستته هايم باشد.البته اين مورد را مي توان نوعي بازي برد_ برد ناميد و حركت اول را يك بازي برد باخت.

2: دومين اشتباه وارد كردن ديگر دوستان همفكر او در اين مذاكره بود چون با اين كار در عمل قدرت مانور او را در اثر حمايت دوستان ديگر همفكر او افزايش دادم و موضع خودم را به ضعف كشاندم. چون در اين مذاكره درست در نقطه اي مي رفت كار به نفع من تمام شود دوست ديگرم كه همفكر او بود با ارائه يك پيشنهاد جايگزين كه تامين كننده منافع اين دوستم بود علاوه بر منزوي كردن من عملا من را با شكست كامل مواجه كرد. به عبارت ديگر با سعي كردن در گرفتن يك اعتراف علني از دوستم افرادي را وارد مذاكره كردم كه توازن مذاكره را به نفع دوستم تغيير داد.

3: استفاده از زبان تهديد براي همه دوستان ودر تقريبا همه موارد بود اگر خط قرمزم را مشخص مي كردم و فضاي مانورم را و بسته به موقعيت از زبان هاي متفاوت استفاده مي كردم احتمالا اين شكست را متحمل نمي شدم.

4: همه تخم مرغ هايم را در طي اين فرآيند رو كردم و عملا در موقع شكست هيچ راهي براي پايان آبرومند آن پيدا نكردم و نداشتم .

5: از قبل از مذاكره تدوين استراتژي نكرده بودم.

6: براي خنثي كردن جنگ هاي رواني احتمالي هم هيچ فكري نكرده بودم چون يك مورد پيش آمد كه به خاطر يك اشتباه در نحوه امتياز گيري يك حركت رواني شد كه من نتوانستم خنثي كنم.

7: نحوه پايان مذاكره هم خودش شرط است كه بهانه ندهد.

یه درد دل

چند روز پیش رفتم در بسیج دانشجویی دانشگاه ثبت نام کردم.البته نه به خاطر اینکه من هم آره....

نه .

چون به فعالیتهای سیاسی علاقه مند بودم و فعالیت در بسیج آن هم در کمیته سیاسی به عنوان وردست مسئول کمیته یک فرصتی است تا چم وخم رفتارسیاسی را بهتر درک کنم - رفتار این بخش را بهتر ببینم و خلاصه چون فرصت خوبی است برای آموختن.

ولی مسئله ای که من و چندی از دوستان را که با آنها مشورت می کردم مشترکا نگران کرده بود این است که از نظر مبانی تفکر سیاسی با اینها احتمالا مشکل خواهم داشت .به هر حال فکر کنم استراتژی تقیه بهترین استراتژی باشد خدا راچه دیدی شاید طرف آدم لارجی بود اندیشه اش باز بود و از این حرفا.

در هر حال قرار است که فردا بروم دانشگاه و اشان (مسئول کمیته سیاسی ) را ببینم و اب هم آشنا شویم.البته جمعه همهمایش سیاسی داریم.

اخبار رسیده که هم از داخل میآید وآنچه از خارج سر در می آورد حکابت دارد که فضای سیاسی دانشگاه ها را خیلی خفا بسته اندبه خصوص در کار انجمن های اسلامی دارند ایجاد مانع وسنگ انداری می کنند که البته به موازات آن به بسیج و .... هم طبق اخبار رسیده دارند دارند میدان عمل بیشتری می دهند .

یه مسئله دیگه اینکه دیشب از تلویزیون هما شنیدم که آمریکا هم در چند تا از کشور های متح اروپایی خودش یکسری موشکهایی را برای مقابله با موشکهای ایران مستقر کرده است 

چند مطلب با حال

راستی این قضیه دخالت شورای نگهبان خیلی بیخ پیدا کرده. سر وصدای خودی ها(دکتر چمران و آقای بیادی و دکتر رضایی ) را هم درآورده تا جایی که نماینده گان شوراها تهدید به استعفای دسته جمعی کرده اند.

یه چیز جالب دیگه که دیروز داخل روزنامه های نزدیک به دولت دیدم این تیتر بود که روسیه و چین متعهدبه حمایت از ایران اند.

حتما میدانید که تراز تجاری بین آمریکا وچین تقریبا تزدیک چند صد میلیارد دلار بنفع چین است. حال این وسط چی رد وبدل شده که حاضر به یک همچین تعهدی شده اند ا... اعلم(اگه خالی بندی نباشه ها)

یه چیز با حال دیگه اینکه دکتر توکلی گفته به خاطر رونق سرمایه گذاری در ایران ناچارا باید به رانت حاصل  از کاهش (دستوری )نرخ بهره تن در دهیم. (همه جا اول تورم را می آورند پایین بع نرخ بهره خودش می آید پایین )

 

 

یک نکته یک مهارت

ابزارهاي سياست خارجي:

 تبليغات:

روابط سياسي بين المللي را به طور سنتي مقام‌هاي حكومتي تنظيم كرده‌اند.در گذشته تنظيم روابط خارجي در انحصار فرستادگان پادشاه و ديپلمات هاي حرفه‌ايي بود. تا صده‌ي نوزدهم منافع هر واحد سياسي معمولاٌ با منافع شخصي و خانداني حاكمان آن پيوند نزديك داشت. اعانل نفوذ تنها در تماس‌هاي مستقيم ميان كساني صورت مي‌گرفت كه سياست دولت را تعيين مي‌كردند . ديپمات‌ها چانه مي‌زدند و مقام‌هاي  دربار تصميم‌هاي سياسي را اتخاذ مي‌نمودند، اما همه‌ي آنها نسبت به واكنش عمومي در خارج پيرامون اعمالشان (اگر چنين واكنشي اصلاٌ وجود مي‌داشت) تقريباٌ بي‌تفاوت بودند. آنان مي‌بايست همتايان خارجي خود را تحت تاثير قرار دهند نه مردمان بيگانه را.

اما امروزه همه‌ي حكومتها برنامه‌هاي اطلاعاتي برون مزري دارند. تمام قدرت‌هاي بزرگ  تشكيلات اداري وسيعي در داخل و مامورراني در خارج دارند كه  وظيفه‌ي آنها ايجاد باورهاي مطلوب در خارج نسبت به سياست‌هاي حكومت متبوعشان است. حتي كوچكترين دولت‌ها در سفارتخانه‌هاي خود در كشورهاي مهم، وايسته‌ي مطبوعاتي و مامور روابط عمومي دارند.

وظيفه‌ي آنها برقراري تماس با مقام‌هاي مطبوعاتي، فرستادن بولتن و خبر نامه براي تمام سازمان‌ها و افراد لاقه‌مند به حوادث و اوضاع و احول آن كشور و پاسخ‌گويي به سوال‌هاي بيشماري است كه افراد مختلف از آنها به عمل مي‌آوردند. به طور خلاصه‌، وظيفه‌ي آنها به وجود آوردن تصويري مطلوب از كشورشان در خارج است.

تبليغات چيست؟

تبليغات عبارت‌است از تلاش سنجيده‌ي فرد يا گروه براي شكل دادن يا كنترل كردن، يا تغيير دادن باور‌هاي گروه‌هاي با بكار گرفتن ابزار‌هاي ارتباطي، به قصد آنكه در وضعيتي معيين واكنش آنهايي كه به اين ترتيب تحت تاثير قرار گرفته‌اند براي تبليغ كنند مطلوب باشد.

تبليغات بيشتر بر انتخاب واقعيت‌ها ، توضيح بخشي از امور ، و پاسخ‌هاي از پيش تعيين شده استوار است. بنابراين محتواي تبليغات بندرت كاملاٌ حقيقت دارد، اما آنچنان هم كه اغلب فرض مي‌شود كاملاٌ دروغ نيست. كار مامور تبليغ به حداكثر رساندن مجاب كردن است؛ البته نه با به كار گرفتن معيارهاي علمي يا روشن ساختن واقعيت جديد.

گرايش عمومي درجهت برابر دانستن تبليغات با دروغ ممكن است خود ناشي از تبليغات باشدبه عنوان مثال در كشورخودمان روزنامه‌ها و منابع خبري بيرون از كشور (غربي‌ها) به عنوان بنگاه‌هاي شايعه پراكني و دروغ‌گويي مطرح مي‌شود كه اين باعث بي اعتمادي مردم به اخبار رسيده از آنها يا دروغ پنداشتن آنها مي‌شود.

امان از انحصار طلبی

داستان از اينجا شروع شد كه محمد رضا با هنر عضو شاخص مجلس و عضو مؤثر هيئت ريئسه آن با ارائه طرحي كه همين اواخر فوريت آن راي آورد پيشنهاد كرد كه نظارت بر اتنخابات شوراي اسلامي شهر و روستا هم، مانندانتخابات مجلس به شوراي نگهبان واگذار شود كه البته اين پيشنهاد مورد توجه عضو شاخص ديگر مجلس يعني دكتر توكلي قرار گرفت .

در همين اثنا دولت هم لايحه اي را تحت نام اصلاح مواردي از قانون تشكيلات ، وظايف و انتخابات شوراي شوراي شهر و روستاي كشور و وظايف شهرداران در دست تاليف داشت كه بعدا و پس از اولتيماتوم باهنر اين روند تسريع شده و همين لايحه در مجلس مورد بررسي قرار گرفت و نماينده گان به يك فوريت آن راي داد.

طرح اين موضوع با واكنش هاي موافق و مخالف مواجه شد كه در اين مقال سعي در بررسي و باز خواني اين روند تا امروز دارم در آخر هم تحليل خودم را از اين حركت با توجه به شواهد ارائه خواهم كرد. البته به گفته جرايد چندان تفاوتي ميان طرح باهنر و لايحه دولت وجود ندارد.(كار گذاران 28/2/1385 )

اطلاعاتي در باره ماجرا:

1 - محتواي لايحه:(همان)

1-1در صورت تصوب اين لايحه در مجلس يك هيئت هفت نفره شامل دادستان كل كشور، دو نفر منتخب از كميته امنيت ملي مجلس و چهار نفر به انتخاب شوراي نگهبان كه يك نفر بايد حتما عضو اين شورا باشد؛ وظيفه نظارت بر انتخابات مذكور را به عهده خواهد داشت.

1_2 سلب اختيار انتخاب شهردار از شورا هاي شهر و روستا و واگذاري آن به استانداري ها و وا گذاري صرف نظارت بر عملكرد شهرداري ها به شورا ها.

از طرفي اخبار حكايت از اين دارد كه نماينده گان قصد دارند موارد ديگري را به اين لايحه اضافه كنند كه عبارت اند از :

1: اگر كانديدايي حداقل راي را نتواند كسب كند بايد هزينه انتخاباتي خود را بپردازد

2: بحث تجميع(همزماني) اتخابات شوراي شهر و روستا ها

2: علت طرح اين پيشنهاد از زبان مجلسيان:

2-1 : عدم توانايي مجلس در اعمال اي وظيفه نظارتي خود (آقاي باهنر)

2-2: به عقيده آقاي مير تاج الديني چون نظارت نوعي اجرا است و وظيفه مجلس صرف نظارت و قانون گذاري است

اين كار (نظارت بر انتخابات ) با وظايف مجلس در تضاد است.

2-3: باز به عقيده آقاي باهنر چون نظارت مجلس بر انتخابات شوراها نواقص بسياري دارد و مجلس هيچ ساز و كاري اجرايي براي انتخابات در استان‌ها ندارد و خارج از تهران فاقد امكانات اجرايي و تشكيلاتي است بهتر است نظازت بر انتخابات شوراها را به عهده‌ي شوراي نگهبان بگزاريد.

علاوه بر اينكه مجلس مكانات اجرايي و هزينه‌ي مناسب ندارد و مصلح نيست تا تشكيلات جديدي در خصوص انتخابات راه بيندازد. وي افزود اگر نظارت بر انتخابات شوراها به شوراي نگهبان منتقل شود دائمي خواهد بود.

گر هم اكنون مجلس كار را دست شوراي نگهبان بسپارد و يا نسپارد به تعبير شما با نزديك بودن مواضع مجلس و شوراي نگهبان تفاوتي در ميزان رد صلاحيت‌ها نخواهد كرد و بستگي به افراد دارد. بنابراين اگر مشكل در مجالاس آينده رخ دهد آنها هم مي‌توانند قانون را اصلاح كنند.

واكنش‌هاي موجود نسبت به طرح

در پي انتشار اخبار مربوط به اين طرح واكنش‌هاي متعددي از سوي گروه‌هاي مختلف جامعه بروز داده شد كه با هم به بررسي آنها مي‌پردزيم:

الف)شوراي مراكز استانها در آخرين نشست 26 ارديبهشت ماه خود ضمن انتقاد صريح و تند نگارندگان اين اصلاحيه را فاقد آگاهي علمي دانست و گفت: متاسفانه در حالي كه مجموعه‌ي سياست‌هاي كلي نظام بر مشاركت حداكثرين مردم در تصميم ساري‌ها و تصميم‌گيري ها و كوچك شدن دولت و افزايش نهاد‌هاي مردمي بويژه شوراها در غالب چشم انداز‌هاي بيست ساله و برنامه‌هاي پنج ساله‌ي توسعه تاكيد دارد و تماميمسولان نيز در تحقق مردم سالاري ديني از وجود شوراها به عنوان ملمس‌ترين وجه‌ي ملي آن ياد مي‌كنند وهمچنين در حالي كه مجموعه‌ي واقعيت‌هاي سياسي و فرهنگي و اقتصادي كشور و تهديدهاي خارجي ايجاب مي‌كند كه خانواده‌ي بزرگ شوراها در تحقق وظائف و مسوليت‌هاي خود مورد كمك و حمايت قرار گيرند، متاسفانه آنچه در عمل ملاحضه مي‌شود بر خلاف رويكرد‌هاي ياد شده بوده و بعضاٌ به چشم رقيب با جايگاه و عملكرد اين نهاد مردمي مواجه صورت گرفته است، تا جايي كه اين مفهوم تداعي مي‌شود كه نهاد شوراها را صرفاٌ با لحاظ وجود شكلي آن مد نظر دارند. و نه جايگاه اين نهاد قزدرتمند مردمي براي حل مشكلات كشور. اين شورا براي مخالفت و انتقادهاي خود دلايل زير را مطرح مي‌كند:

1) از خانواده‌ي بزرگ شوراها در سطوح مختلف مشورت و نظر خواهي نشده است.

2)اشكالات و نارسايي‌هاي متعددي به لحاظ عدم صلاحيت علمي نگارندگان اين اصلاحيه در آن وجود دارد.

3)از حيطه اختيارات شوراها كاسته شد و بر نقش دولت و دستگه‌هاي دولتي افزوده شده است.

ب)شوراي عالي استان‌ها نيز در پايان سي‌امين اجلاسش خود در بيانيه‌ايي اعتراض خود را به روند اصلاح قانون شوراها در غالب بيانيه‌ايي اعلام كردند. در اين بيانيه آمده است : با توجه به تشكيل دولت جديد كه به نوعي برواسته از خانواده‌ي شوراها و مديريت شهري است، حداقل انتظار شوراها اين بود كه شوراها را رقيب خود تلقي نكرده و شعارها و وعده‌هاي خود در تقويت جايگاه شوراها جاه‌ي عمل بپوشانند. اما متاسفانه در جريان تهيه و تصويب اصلاحيه‌ي قانون مذكور توسط دولت محترم با سخت‌گيرانه ترين شكل ممكن سعي در محدود كردن جايگاه ، وظايف و اختيارات شوراها شده و ضمينه‌ي مداخله‌ي پررنگ‌تر دستگاه‌هاي دولتي در امور شوراها فراهم شده اشت.

ج)محمد رضا تابش دبير كل فراكسيون اقليت مجلس نيز تصريح كرد از آقاي باهنر با سابقه‌ايي كه دارد تعجب مي‌كنم كه بحث واگذاري نظارت بر انتخابات شوراها به شوراي نگهبان را مطرح كره است. چرا كه چنين كاري اصلاٌ در هزينه‌ها صرفه جويي نمي‌كند. وي با بيان اينكه با اين كا صد در صد مخالفيم گفت :« اگر دايره‌ي نظارت را از مجلس به شمولش وسيع‌تر است به شوراي نگهبان واگذار كنيم و خدايي ناكرده محدود نگري‌هايي كه در قضيه‌ي رد صلاحيت كانديداها براي نمايندگي مجلس يا رياست جمهوري اعمال مي‌شود بخواهد اعمال شود مسلماٌ دايره‌ي انتخاب مردم را محدود و تنگ مي‌كند. ما در دوره‌ي ششم انتخابات شوراها را با نظارت مجلس برگزار كرديم كه شايد هزينه‌هايش يك بيستم يا يك سي‌ام هزينه‌هايي باد كه الآن در اعتبارات شوراي نگهبان منظور شده است، چرا كه نمايندگان مردم در همه‌ي استانها و شهرستانها و حتي بعضي شهرها و بخش‌ها دفتر دارند و تعامل با مردم را انجام مي‌دهند.

د)يكي از عضايشوراي مركزي حزب كاگزران كه عضو مجمع تشخيص نيز هست در ان خصوص گفت:« ما كاسه‌ي داغتر از آش نيستيم، خوشان هم گفته‌اند اصلاٌ چنين چيزي درست نيست. وقتي خودشان(سخنگوي شوراي نگهبان) اين را مي‌گويند تبعاٌ اين را نه ضرورت مي‌بينند و نه مناسب.»

ه)محمد خردسند عضو شوراي مركزي حزب موتلفه نيز در اين باره گفت: « نبايد مسائل را به گونه‌ايي ابراز كنيم كه در اين مقطع حساس موجب بروز اختلاف بين اصول گرايان بشود.»

و) مرتضي مبلف معاون سياسي سابق وزارت كشور نيز در اين‌باره گفت:« نظارت شوراي نگهبان به شوراها باعث كم شدن وجه‌يمردمي شوراها خواهد شد و مجلس خود ناظر باشد خيلي بهتر است.»

ز)موسوي لاتري وزير سابق كشور نيز گفت: « امكان دارد واگذاري مسوليت نظارت برر انتخابات شوراها از مجلس به شوراي نگهبان در ذهن مردم شرايط و اتفاقات آن سال‌ها را تداعي كند و موجب حضور كمرنگ آنها در انتخابات بشود. »

ه)در اي ميان سخن گوي شوراي نگهبان نيز عدم استقبال شورا از اين مسئله را بيان كرد.

نتيجه گيري:

همانطر مشاهدم كرديد اين طرح جز در بين طراحان آن از حمابت فراگيري برخوردار نمي باشد ضمن اينكه در سلامت نيت بازيگران وطراحان اين حركت نيز شك وشبه هايي وجود دارد.

با توجه به تجربه قبلي نظارت شوراي نگهبان و نحوه برخورد اين شورا با افراد منتسب به اصلاح طلبان كه بيشتر به يك برخورد حذفي شباهت داشت ، انتظار ميرود كه در شورا ها هم همين وقايع مجددا تكرار شود و ضمن رد صلاحيت گسترده افراد ، تعداد كرسي هايي كه دردست اصلاح طلبان باقي خواهد ماند بسيار كاهش خواهديافت.

 

هر چند كه انگيزه اين حركت اصلاح قانون و يا جبران ناتواني مجلس اعلام شده ليكن همانطور كه در اظهار نظر ها ديديد بيشتر گروهها اين طرح را تحديد اختيارات شورا و افزايش نقش دولت در كار اين نهاد ارزيابي كردند.

با توجه به اينكه مجلس ششم بدون داشتن مشكل انتخابات قبلي را برگذار كرد اين سئوال مطرح است كه طرح ناتواني مجلس در اين كار چه معنايي دارد؟

از سويي در صورت انتقال نظارت امكان حذف بسياري از افراد محتمل خواهد بود كه با توجه به گستردگي و فراگيري اين نهاد مي تواند اعتراضات فراگيري را در كشور ايجاد نمايد .

اگر توجه كرده باشد بنا است پيشنهاد سلب انتخاب شهردار از شورا ها هم به اين طرح افزوده شود و به استانداري ها كه زير مجموعه دولت اند ، واگذار گردد كه اين كار علاوه بر ايجاد يكدستي در تمام اركان باعث افزايش تمركز گرايي نيز خواهد شدكه خود داراي مشكلاتي مي باشد.

با توجه به عدم رضابت رهبري از پديده يكدستي قوا جاي اين سئوال مطرح است كه اين حركت از سوي نيرو هايي كه داعيه اصول گرايي دارند چه معنا و مفهومي خواهد داشت؟

آيا اين اقدام استفاده از فضاي موجود جهت حذف كامل رقيب از صحنه سياسي كشور و قبضه كردن امور براي هميشه(انحصار طلبي سياسي) نخواهد بود؟

آيا بهتر نيست انتخاب را به عهده خود مردم بگذاريم ؟

اگر اجازه دهيد تفكرات متعدد و حتي مخالف در انتخابات حضور داشته باشند آيا اين به ضرر شما است؟

اگر در انتخاباتي آزاد گروه مخالف راي اكثريت را كسب كرد اين مشكل شما نيست؟

اگر در عملكرد خود شبه اي نميبينيد و آنر در راستاي نظر و خواست مردم ميدانيد پس اين حركات مشكوك چه معنايي خواهد داشت؟

آيا حركاتي از اين دست باعث افزايش تبليغات بر عليه نظام ما نخواهد شد ؟

آيا كسب راي در فضاي محدود انتخاباتي هنر و افتخار است؟

هر چند با توجه به اظهارات آقاي باهنر چه نظارت با شوراي نگهبان باشد يا نباشد امسال شاهد رد صلاحيت هاي گستردهاي احتمالا خواهيم بود ، اما من شخصا و با توجه به اخبار و اظهار نظرات اين حركت را يك خيزشي جهت ايجاد ضمينه براي يك انحصار جديد مي دانم. كه با توجه به رفتار و بر خورد مجلس و تفكر حاكم بر آن فضاي جالبي نخواهد بود .

با تشكر