برقراری ارتباط آمریکا و ایران

 

گری سیک از اعضای شورای امنیت ملی امریکا در زمان جیمی کارتر که چندکتاب در مورد ایران نوشته است و از معدود کارشناسان واقعگرای امریکایی است ،که اکنون در دانشگاه کلمبیا مسئول پروژه گلف 2000 است و شبکه ایمیلی ان نزدیک به هزارتن از برجسته ترین کارشناسان خاورمیانه را به دور هم گرد اورده است . مقاله اخیر او در نشریه معتبر فارین افیرز به بهانه نقد و بررسی کتاب ری تکیه" ایران مخفی- معما و قدرت در جمهوری اسلامی" سعی کرده نگاهی مجدد به روابط ایران و امریکا بویژه در زمان ریاست جمهوری پرزیدنت بوش بیاندازد. مطلب کمی طولانی است ولی برای کسانی که تحولات روابط ایران و امریکا را دنبال میکنند ممکن است نکات جدیدی داشته باشد که به طور متفاوتی ارائه شده باشد.

"با وجود شکاف سیاسی موجود بین آمریکا و ایران، دو طرف به دفعات سعی کرده اند که با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. از زمان خاتمه گروگانگیری در سال 1981، دو طرف متخاصم حداقل نه بار سعی کرده اند تا مذاکرات از سرگرفته شود. اولین تلاش آمریکا – اسرائیل در سال 1985 بود ( که به ایران –کنترا معروف شد)؛ و آخرین آنها در ماه مه 2006 بود که وزیر امور خارجه خانم رایس پیشنهاد مذاکره مستقیم و مشروط را ارائه کرد. در این میان می توان به تلاشهای رسمی در دولتهای جرج بوش اول و بیل کیلینتون، همکاری مابین ایران و آمریکا در حمله به افغانستان در سال 2001، و اخیرا سه پیام مقامات ارشد ایرانی در ارتباط با موضوع اتمی اشاره کرد. در کنار آن یک "مسیر دوم" شامل مذاکرات غیررسمی بین مقامات سابق ایران و آمریکا به همراه شایعات ملاقاتهای مخفی نیر وجود داشته است.

با وجود آنکه تمامی این تلاشهای به شکست انجامیده، خود این واقعیت که بسیاری از مقامات دو

کشور موقعیت خود را برای آن به خطر انداخته اند نشان دهنده اهمیت برقراری ارتباط بین ایران و آمریکاست. ایران و آمریکا دو قدرت موثر منطقه نفتخیز خلیج فارس هستند. برای درک این موضوع لازم نیست دست به دامن متخصصان فن استراتژی همچون فن کلازویتس بشویم.

آقای ری تکیه، کارشناس ارشد در شورای روابط خارجی، در کتاب جدید خود سعی میکند تا خطاهای سیاستمداران غربی در مورد ایران را آشکار سازد. کتاب "ایران مخفی- معما و قدرت در جمهوری اسلامی" به پرسشهایی میپردازد که مقامات و مردم عادی در غرب را به اشتباه انداخته است: آیا ایران از حق خود در معاهده منع گسترش برای ساخت بمب اتمی بهره برداری میکند؟ آیا ایران حملات تروریستی به اسرائیل را از طریق عوامل خود در لبنان و اراضی فلسطینی کنترل مینماید؟ آیا رئیس جمهور ایران محمود احمدی نژاد، با همه گفتارهای تند و آتشین خود، واقعا اداره کشور را در اختیار دارد؟ اگر نه، پس چه کسی همه کاره است؟ سیاستها در ایران چگونه تنظیم میشود؟ تکیه کتاب خود را خیلی قبل از حمله حزب الله به اسرائیل نوشته است، اما وقایع اخیر نیاز به دیدگاههای او را بیشتر آشکار میسازد.

ایران در نوع خود بینظیر است. ایران کشوری غیر عرب در خاورمیانه است با تاریخ و فرهنگی قدیمی و یک نظام سیاسی ممتاز و تنها حکومت دینی شیعه در جهان. هم رژیمی انقلابی دارد و هم جامعه ای بشدت سنتی و محافظه کار، و نظام تصمیم گیری آن متکی به ائتلافهای متغیر در میان مراکز قدرت رقیب است. ایران را به سادگی نمیتوان با ابزارهای سیاسی غربی تحلیل کرد. تکیه، که یکی از دست اندرکاران محافل سیاستگذاری واشنگتن و خود از تباری ایرانی است، به دنبال ابهام زدایی از معمای ایرانی در نزد مخاطبان غربی است. مقدمه کتاب او عنوان "در مورد ایران اشتباه نکنید" را دارد و با جمله "ایران را درست بشناسید" خاتمه مییابد. فصلهای دیگر کتاب به بررسی تاریخ سیاسی ایران و تغییر نقش آن در منطقه، رابطه ایران و آمریکا، تروریسم و اهمیت 11 سپتامبر برای ایران، برنامه اتمی ایران، پیامدهای حمله آمریکا به عراق برای ایران، و رابطه ایران با اسرائیل دارد.

تکیه موضوع را بدون تعصب حاکم بر مباحث سیاسی در باره ایران (و بدون بکارگیری کلماتی که در نوشته های داخلی واشنگتن بکار میرود) بررسی میکند. لحن کلام او تشریحی است تا احساسی. اگر دستور کاری داشته باشد بیشتر ارتقاء تعقل واقعگراست- بر خلاف بعضی از ایدئولوگهای چپ یا راست.

نگرشی معقول

" دولت جمهوری اسلامی ،از ابتدای تولدش در میان مراکز قدرت رقیب تقسیم شد، مراکزی که بشدت در مورد مفهوم حاکمیت سیاسی اختلاف نظر داشتند." با این همه حتی اگر مقامات آمریکا بر سر این موضوع که ایران امروز با عراق صدام حسین و کره شمالی کیم جونگ ایل تفاوت دارد، توافق داشته باشند، باز هم قادر نیستند دچار این وسوسه نشوند که با ایران همانند یک موجودیت واحد، مستبد و شیطانی رفتار کنند. تکیه هیچیک از دولتهای آمریکا را مسئول این اشتباه حساب تکراری نمیداند، بلکه بنظر او این اشتباه ناشی از یک درک غلط است که از زمان ایجاد جمهوری اسلامی سیاستگذاران آمریکایی را به گمراهی کشانده است. حتی اگر شیطان نمایی دشمنان تاکتیکی معمول در سیاست بین المللی باشد، یک چنین کلام غیرمسئولانه میتواند هزینه سیاستهای غیرموثر را بالا ببرد.

تکیه تردیدی ندارد که ایران دستخوش تغییر خواهد شد. تکیه در کتاب خود مینویسد "جمعیت پیچیده و جوان ایران را نه میتوان با امیتازات سوری راضی نگه داشت و نه با اعمال فشارمیتوان آنها را ساکت کرد". اما بنظر او تغییر از درون ساختار ایران و با سرعت خودش پیش خواهد آمد. قدرتهای خارجی که مایلند جریان اصلاحات را شکل بدهند و به آن سرعت ببخشند، باید بدانند که تقاضای تغییر رژیم باعث رانده شدن عوامل داخلی خواهد شد و آنان را به صورت عوامل امپریالیسم جلوه خواهد داد و نیروهای ارتجاع به بهانه امنیت ملی آنها را سرکوب خواهند نمود.

تکیه به روشنی نشان میدهد که اعلام ایران به عنوان محور شرارت (در کنار عراق و کره شمالی) از طرف پرزیدنت بوش و طرح تغییر رژیم تهران نتایجی عکس ببار آورد. این برچسب ممکن است به گوش آمریکائیان، آنهم در اوان حمله به صدام، خوش بیاید. اما ضربه ای سنگین به آنانی بود که در ایران برای آزادیهای سیاسی مبارزه میکردند. بوش محور شرارت را در ژانویه 2002، زمانی مطرح کرد که آمریکا و ایران اولین همکاری موفقیت آمیز مشترک خود را در برپا کردن حکومت حامد کرزای در افغانستان به انجام رساندند - اولین همکاری مشترک موفقیت آمیز پس از انقلاب اسلامی. در آن زمان دولت اصلاح طلب محمد خاتمی در حال مبارزه با مخالفان تندروی خود برای حفظ قدرت بود. گرچه شکست خاتمی در ایران بخاطر عوامل متعددی، و از جمله رهبری سازشکار خود او بود، اما رد اقدامات اصلاح طلبانه او از طرف واشنگتن در شکست او موثر بود، به ویژه با توجه به سخنان آتشین احمدی نژاد که به پسند روز تبدیل شد.

چهارده ماه از زمان اعلام محور شرارت تا ایستادن بوش بر عرشه ناو آبراهام لینکلن در ماه مه 2003، دوران غرور بیش از حد در سیاست خارجی آمریکا بود. واشنگتن رژیمهای استبدادی در افغانستان و عراق را، به سرعت و با تلفات جانی اندک، از میان برده بود. طرفداران استفاده از نیروی نظامی آمریکا برای دگرگون سازی چهره خاورمیانه آشکارا به بحث در باره هدف بعدی که ایران یا سوریه بود میپرداختند. در میان خوشامدگوییها، مقامات اندکی در آمریکا علاقمند به پیشنهاد ایران برای مذاکره مستقیم بودند. بنا به گفته مقامات رسمی و حتی وزیر امور خارجه خانم رایس، نه تنها به پیامها توجهی نشد، بلکه حتی سفیر سویس در ایران که سفارتش حافظ منافع آمریکا در ایران بود، بخاطر ارائه این پیشنهادها مورد انتقاد شدید قرار گرفت که گویا با این کار از حدود اختیاراتش فرارتر رفته است.

به هرجای خاورمیانه امروزی که نگاه میکنید شبح ایران همچون داستان مکبث گسترده شده است. به گونه ای ناخواسته، حمله نظامی آمریکا به افغانستان و عراق باعث تقویت ایران شد زیرا دو دشمن قوی آن کشور، طالبان و صدام، از میان رفتند. و برای اولین بار در تاریخ اکثریت شیعه عراق، که بسیار بیشتر از سنیان آن کشور به ایران علاقمند هستند، به قدرت رسیدند. در نتیجه ایران در کشمکش خود با غرب بر سر برنامه اتمی جسورتر شده و در مناقشه اسرائیل و فلسطینیان به اظهار نظر پرداخت.

توازنی جدید

این رویدادها به همراه اتحاد قدیم ایران با حاکمان علوی سوریه، به این گمان دامن زده که آمریکا برنامه ای مخفی برای جایگزین کردن متحدان قدمی سنی مذهب خود – حاکمان مصر، اردن و عربستان سعودی – با متحدان جدید شیعه دارد. این دیدگاه ممکن است به نظر آمریکائیان عجیب بیاید. اما حاکمان سنی عمیقا نگران ظهور دوباره شیعیان هستند، که همراه با تجدید حیات سیاسی اسلام، ممکن است که مشروعیت سیاسی و مذهبی آنها را تهدید نماید. این نگرانی ها باعث شد که عربستان سعودی و دیگر دولتهای عرب در ابتدا حرکت حزب الله در ربودن دوسرباز اسرائیلی را محکوم کنند. اما بعدا با بالا گرفتن خشم عمومی از آسیبهای وارده به جمعیت لبنان، آنها مجبور به عقب نشینی شدند. اما حتی رد موقت نیروی عرب- شیعه بر ضد اسرائیل نشان از ترس از قدرت رو به رشد ایران در سراسر منطقه دارد که چیزی فراتر از زمزمه "هلال شیعی" جدید است.

دوستان عرب آمریکا در خاورمیانه خاطرات واضحی از اتحاد آمریکا با شاه دارند، و آنگونه که تکیه اشاره میکند، متوجه "یکسانی منافع استراتژیک" آمریکا و ایران در منطقه هستند. آنها مشاهده میکنند که آمریکا بطور سیستماتیک دشمنان ایران را نابود و به عوض آن حکومتهای طرفدار ایران را در کابل و بغداد بسر کار میآورد. ممکن است این تحولات عوارض ناخواسته سیاست کلی آمریکا باشد. اما آنها میدانند که این تغییرات بدون تردید ایران را تقویت خواهد کرد- و آنها باید با پیامدهای آن بسازند.

ایران تردیدی از بهره برداری از فرصتهای جدید ندارد. در ظرف یکسال رئیس جمهور ایران جایگاه اول را در اتحاد علیه آمریکا و درکنار سایر حکومتهای پوپولیست مانند ونزوئلا و کوبا پیدا کرده است. احمدی نژاد به آن نسل از ایرانیان تعلق دارد که از جنگ ایران و عراق سربرآوردند، و تمایلات ضد آمریکایی آنها باعث ناراحتی آندسته از روحانیون و انقلابیون ایران می شود که جمهوری اسلامی را ملک تلق خودشان میدانند. تکیه میگوید که احمدی نژاد با نقل قول کردن از آیت الله خمینی و تکرار طوطی وار شعارهای ضد اسرائیلی کاری کرده که قدیمی ترها نتوانند او را کنار بگذارند. و محبوبیت دروغهایش باعث شده که نداشتن استراتژی اقتصادی او چندان به چشم نیاید. کار این بازیها در شهرستانهای ایران و جهان در حال توسعه گرفته، و در بعضی جا ها موقعیت او همتراز ستارگان سینما شده است.

ایران در حال تبدیل شدن به رقیب اصلی اسرائیل است. تکیه میگوید که این رقابت قبلا وجود نداشته است. در زمان شاه، این دو کشور غیر عرب منطقه روابط نزدیک و ثمربخشی داشتند، که شامل حمل نفت به بندر ایلات در عوض همکاری مخفی در توسعه موشک و کشاورزی و سایر پروژه ها بود. این روابط تا سالهای 1980 نیز ادامه داشت، ولی پس از آن تبدیل به دو دشمن سرسخت شدند. ایران با سخنان ضد اسرائیل خود مردم عرب، و اغلب در تقابل با حکومتهای محتاط آنها، را تحت تاثیر قرار میدهد. درعوض اسرائیل برنامه اتمی ایران و توسعه موشکی آنرا تهدید برای خود میداند و بنظر آن کشور اگر کاری در جلوگیری از آن صورت نگیرد، منجر به هدفگیری اتمی آن میشود. اسرائیل مدتهاست که حزب الله را بخشی از استراتژی بازدارنده ایران به حساب میآورد، نیرویی که در صورت حمله آمریکا به ایران به اسرائیل خواهد تاخت. و به همین دلیل بود که اسرائیل پاسخی سختی به آدم ربایی حزب الله داد و آمریکا نیز دست اسرائیل را برای نابودی ساختارهای نظامی و فرماندهی حزب الله باز گذاشت. بسیاری جنگ حزب الله و اسرائیل را نشانه ای از جنگ واقعی بین ایران و آمریکا میدانند. اگرچه که رابطه ایران و حزب الله پیچیده تر از رابطه ارباب و بنده است، بدون تردید ایران از شهرت حزب الله به عنوان تنها نیروی عرب که درمقابل اسرائیل ایستاده است احساس رضایت و افتخار میکند.

تکیه نمیخواهد بگوید که پاسخ تمامی پرسشها را دارد، اما پیشنهادهایی را بر اساس مطالعات دقیق و گسترده خود در تاریخ معاصر منطقه ارائه میدهد. به نظر او ، سرآغاز هر سیاست موثر دیدن ایران آنگونه که هست میباشد، و نه کاریکاتوری از یک حکومت سرکش. او در مورد این ادعا که ایران شکننده و در آستانه سقوط است اخطار میدهد- ارزیابی که بیش از ربع قرن تکرار میشود. تکیه ایران را دولتی در حال گذار میداند، با مراکز متعدد قدرت و در حال کشمکشی دائمی. این نظام تغییر میکند همانگونه که تا کنون کرده است، اما به نظر او اساس این نظام در مقابل جنگ، بحرانهای اقتصادی، و رقابت های شدید داخلی استحکام قابل توجهی دارد.

ایالات متحده اتکای بیش از اندازه ای بر تحریم اقتصادی برای محدود کردن و تضعیف ایران داشته است. اما اینها این سیاست اثر محدودی داشته، و تکیه توصیه میکند که سیاستگذاران آمریکایی روشهای موثر دیگری را مد نظر قرار دهند. همچنین او نپذیرفتن آمریکا برای حل یک مشکل، مانند مسئله اتمی، بدون مطرح کردن سایر رفتارهای ایران در زمینه مهم دیگر، از قبیل روند صلح خاورمیانه و تروریسم را راهکاری برای ناتوانی میداند.

به نظر تکیه، اولین قدم در جهت یک رابطه پخته با ایران "حرکت در جهت مذاکره مستقیم" برسر موضوعهای مهم و حساس است. (بسیاری از تحلیلگران دیگر نیز اکنون همین عقیده را دارند). موضوع های مهم مانند توسعه اتمی ایران، نقش ایران در مناقشه عرب و اسرائیل، و عراق باید بطور جداگانه مورد بحث قرار بگیرند، و پیشرفت در یکی وابسته به پیشرفت در دیگر نباشد. تکیه چنین اظهار میدارد که "ایران به عنوان عضو جدید باشگاه اتمی نه ناگزیر است و نه حتمی"، اما برای جلوگیری از آن، آمریکا نیازمند دیپلماسی خلاق تری است. به گفته او: "اساس این رویکرد جدید باید این باشد که جمهوری اسلامی حالا حالاها بصورت مشکلی جهانی باقی خواهد ماند که باید مدیریت شود. این رویکرد نه مقابله است و نه اتحاد، بلکه رویکردی است در جهت همکاری موردی در باره موضوعهای نوظهور. با ادغام ایران در اقتصاد جهانی و گفتگوی امنیتی منطقه ا ی، آمریکا میتواند ارتباطاتی به وجود آورد که همکاری در زمینه های مشترک را میسر میسازد. "

ایران مخفی کتابی پربار درزمینه سیاستگذاری است، که به روشی روان نگاشته شده و برای خوانندگان غیرمتخصص قابل درک است. تکیه نمیخواهد سختی راه جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا برای کنار آمدن با یکدیگر را آسان جلوه دهد، اما بخوبی نشان میدهد که هر کوششی در این راه از سختی آن خواهد کاست. بدون تردید از آمریکا بیش از اینها انتظار میرود.

منبع: فارین افیرز، نوامبر/دسامبر 2006

سایت دکتر حقیقی

تد کاپل و ایران

 

گزارش خبری تد کاپل و گروه دیسکاوری برای تهیه برنامه اشان در انجام مصاحبه با مقامات عالیرتبه با بد شانسی و دلایل دیگر ناکام ماند .در فیلمی که امشب پخش میشود این نقیصه هویدا است . در هنگام حضور
تد کاپل مقامات ایرانی( رییس جمهور و وزیر خارجه) در نیو یورک بودند و اقای لاریجانی نیز در سفر سوریه بود . مصاحبه با اقای محسن رضایی نیز علیرغم موافقتش به خاطر عجله تد کاپل برای حضور در مراسم مذهبی یهودیان خانواده اش در نیویورک انجام نشد . در عین حال انها از بردن فیلم به اعماق جناههای سیاسی خود داری کردند . مقاله چند ماه پیش تد کاپل در هرالد تریبون قبل از سفر به ایران به همراه گزارش خبرگزاری بلومبرگ در مورد این فیلم می تواند مفید باشد
در مورد فیلم نیز بعد از دیدن ان نظرم را خواهم نوشت
اول مقاله کاپل در ماه جولای و مقایسه ان با نظراتش بعد از سفر در ماه سپتامبر

"هدايايي براي ايران: گسترش دموكراسي چه كارها كه نمي‌كند "

آمريكا با ايران از هم اكنون در جنگ است، اما فعلا بين جانشين‌هاي اين دو جنگ درگرفته است.

اين پيام را اخيرا يك افسر امنيتي اردن در دفترش در عمان به من داد، در حاليكه با نااميدي از شكست‌ برنامه‌هاي دولت بوش در منطقه سخن مي‌گفت. بيشترين ناراحتي او از سياست پيشبرد اصلاحات دموكراتيك بود. او مي‌گفت: "اصلاحات دموكراتيك براي تندروهاي اسلامي مثل كاغذ توالت است، بعد از يكبار مصرف آنرا دور مي‌اندازند."

از ترس آنكه متوجه حرفش نشوم شرحي از اتفاقات دموكراتيك اخير منطقه مي‌دهد. در غزه و نوار غربي، حماس كه يك

سازمان تروريستي محسوب مي‌شود، به وسيله آراء عمومي به قدرت رسيد؛ در لبنان حزب‌الله با نفوذ‌ترين عامل سياسي در آن كشور است؛ و در عراق اكثريت شيعه از طريق انتخابات قدرت را بدست گرفته‌اند.

اين افسر امنيتي خاطر نشان كرد كه در تمامي اين موارد برندگان انتخابات به ايران وابسته‌اند. در چند ماه گذشته حماس بيش از 300 ميليون دلار از ايران پول گرفته، و اكنون ساكنان شهر اسرائيلي حيفا متوجه شده‌اند كه ايران موشك‌هاي دوربرد خود را به حزب‌الله داده است.

چند روز بعد از اين ملاقات در عمان، من از لبنان به ظاهر آرام ديدن كردم و در آنجا ملاقاتي داشتم با شيخ نبيل كواك، فرمانده نيروهاي حزب‌الله در جنوب لبنان. كواك، كه لقب ژنرالي دارد، لباس آخوندهاي شيعه را بتن داشت. او 10 سال در شهر قم تحصيل كرده و آموزش‌هاي نظامي را در ايران ديده و هنوز زن و شش فرزند او در آنجا زندگي مي‌كنند.

كواك در وصف حزب‌الله گفت كه اين يك نيروي دفاعي و كاملا لبناني است. اما بنا به گفته شيخ 12،000 موشك و راكتي كه در انبار حزب‌الله است از ايران آمده. من در باره موشكهاي جديد با برد بلندتر پرسيدم، اما شيخ در حاليكه بطور ضمني وجود آنها را تائيد مي‌كرد، نخواست در باره توانايي‌آنها گفتگو كند، چيزي كه اكنون جهان متوجه شده است. او گفت: "بگذار دشمنان ما نگران باشند."

وقتي كواك در باره اسرائيل و حزب‌الله سخن مي‌گفت، بلند‌پروازي‌هاي سازمانيش فقط دفاعي نبود. بين هدفهاي نظامي حزب‌الله و گفته‌هاي محمود احمدي‌نژاد همخواني وجود داشت. هردو نابودي دولت يهود را پيش‌بيني مي‌كردند.

آيا اسرائيلي‌ها در لبنان زيادي تند رفته‌اند؟ شايد آنها مقاصد دشمنانشان را واضح‌تر مي‌بينند. آنچه كه اسرائيل را نگران مي‌كند حزب الله نيست، بلكه صحنه‌گردانان تهران است كه از هر فرصتي كه اصلاحات دموكراتيك پيش‌ مي‌آورد بهره‌برداري مي‌كنند. در فلسطين، در لبنان، در مصر اگر حسني مبارك بي‌احتياطي كند و انتخابات آزاد برگزار كند، اين اسلامگرايان هستند كه بيشترين استفاده را خواهند برد. اما بزرگترين هديه آمريكا به ايران در عراق بوده كه صدام بركنار و شيعيان به قدرت رسيده‌اند.

بنا به گفته افسر امنيتي اردني، ايران به متحدان آمريكا در منطقه يادآوري مي‌كند كه آمريكا سابقه ترك ناگهاني دوستان خود را دارد- ويتنام در دهه 70، لبنان در دهه 80، و سومالي در دهه 90. در تحليل او، اين احتمال كه آمريكا در اين دهه بطور ناگهاني از عراق خارج شود، باعث گرايش منطقه به نزديكي با ايران شده است.

او به من مي‌گويد: "نيروهاي آمريكايي بايد در عراق جلوي ايرانيان را بگيرند. شما بايد نيروهاي خود در عراق را تقويت كنيد و قصد خود براي ماندن در آن كشور را اعلام نماييد."

اين افسر خيلي خوشبين نبود كه توصيه‌هايش اجرا شود. اما در مورد اينكه چه كشوري از ناديده گرفتن اين توصيه‌ها سود خواهد برد نيز هيچ شك و ترديدي نداشت.

منبع: هرالد تريبيون – 21 ژوئيه
اینهم مقاله دیو شیفلت در خبرگزاری بلومبرگ17( نوامبر) در مورد این فیلم

"تد کا پل در ایران مخالفان، پاریس هیلتون، و بلاگ های ایرانی را کشف کرده است."

دولت بوش ایران را یکی از اعضای محور شرارت نامید ، اما برخی امریکاییها ممکن است مشتاق باشند که بدانند ایرانیها در مورد آنها چگونه فکر میکنند .
تذ کاپل سعی کرده از زاویه دید ایرانیها به این موضوع با فیلم مستندی که روز 19 نوامبر با عنوان" ایران خطرناکترین کشور دنیا " از شبکه دیسکاوری پخش خواهد شد، پاسخ دهد. پاسحی که می تواند تد کوپل را در لیست افراد تحت تعقیب دستگاه امنیتی امریکا قرار دهد.

تد کاپل ، این مرد کهنه کار دنیای خبر که مسایل گروگانگیری را در سالهای بین 1979 – 1981 (در برنامه نایت لاین ) پوشش می داد. این روزها همانند افراد مسن تازه دانشجوشده با کفش کتانی و شلوار جین آراسته و پر انرژی است.

زیاد سفر می کند و ملتی را یافته است که به تاریح 2700 ساله اش می نازد، و معتقد است که حق توسعه انرژی هسته ای را دارد.علاوه بر این معتقد است که نه تنها در ایالات متحده چیزهای بسیاری برای تحسین وجود دارد، بلکه آنها را الگوی خود نیز قرار داده است.
کوپل دریافته است که ایران کینه دیرینه ای هم نسبت به ایالات متحده دارد و در نتیجه ممکن است که در مقابل ماجراجویی نظامی آمریکا به شدت مقاومت کند.
او می گوید بسیاری از ایرانی ها هرگز ایالات متحده را برای نقش کلیدی این کشور در سال 1953 برای باز گرداندن شاه منفور به ایران نبخشیده اند. او اضافه می کند این همان شاهی است که ایالات متحده قول داده بود که انرزی هسته ای هم در اختیار او قرار بدهد.
ایرانی ها حمایت آمریکا از صدام حسین در جنگ دهه 80 ایران و عراق را هم از یاد نبرده اند. جنگی که طی آن بیش از نهصد هزار ایرانی جان خود را از دست دادند که مرگ برخی هم به وسیله سلاح های شیمیایی بود.

سوال هسته ای

در باره محمود احمدی نژاد و برنامه هسته ای او چطور؟

کاپل با بسیاری از مخالفان و موافقان سیاسی رژیم، و همچنین با روشنفکران و مردم عادی مصاحبه کرده است. همه معتقدند که ایران هم به اندازه ایالات متحده حق داشتن انرژی هسته ای را دارد. آنها می گویند که پاکستان با وجود ارتباطی که با گروه های تروریستی دارد و با وجود زراد خانه هسته ای اش بیش از ایران نیازمند توجه است.
فیلم دو ساعته تد کاپل با انکه بر روی روابط ایران و امریکا تمرکز کرده است در عین حال افقی از یک جامعه در حال گذار را نیز به نمایش می گذارد.
کاپل از خانه یکی از طرفداران احمدی نژاد در حومه شهر هم بازدید کرده است. یکی از آنان می گوید "اگر آنها ببینند که من کجا زندگی می کنم خون گریه می کردند".
خانواده این مرد در یک آلونک گلی با یک تلویزیون قدیمی سیاه و سفید، یک پنکه و وسایل محدود دیگری زندگی می کنند. این مرد روزی 5 دلار درامد دارد و با این وجود رئیس جمهور خود را نه تنها به این دلیل که او در مقابل ایالات متحده "ایستاده است"، بلکه به این علت که دولت احمدی نژاد هزینه جراحی همسر بیمه نشده او را پرداخت کرده است، تحسین می کند.
در عین حال تهران از همان مشکلاتی که شهرهای یزرگ از آن رنج می برند رنج می برد: بیکاری گسترده، اعتیاد فراگیر.
در مترو تهران قیافه ها همانند قیافه ها در متروی لندن و نیویورک است ولی انچه که متفاوت است اکثر زنها در کوپه های جدا سوار میشوند
روابط جنسی اینترنتی

در حالی که زنان در ایران با مردان برابر نیستند، یکی از زنان گلایه می کند که در کنار سایر توهین ها، آنها تنها نیمی از میراث خانوادگی را دریافت می کنند، و 60 درصد دانشجویان دانشگاه دختران هستند. آنها باید موهای خود را بپوشانند اما صورتشان را نه، و دوربین کاپل تصاویری از زنانی با زیبایی مبهوت کننده تهیه کرده است.
علاوه بر این، 70 درصد جمعیت ایران زیر 30 سال هستند، و در تعدادی از مصاحبه ها کوپل متوجه این موضوع شده است که این جوانان "تمامی چیزهای آمریکایی" و من جمله جرج بوش رئیس جمهور آمریکا را تحسین می کنند.
در شهر مقدس قم او با یک زن جوان که پشتش به دوربین است و در همان حال با صفحه کلید کامپیوتر بازی می کند مصاحبه می کند. در پایان گفتگو مصاحبه کننده متوجه می شود که وی در حال چت سکسی با دوست پسر خود از طریق اینترنت بوده است.
او اشاره می کند که در ایران "بیش از 000 70 بلاگ" وجود دارد، و با وجود فیلتر شدن اینترنت در ایران پاریس هیلتون قابل دسترسی است، البته صدای آمریکا خیر.

میدان های مین

کاپل به این موضوع اشاره می کند که یکی از افراد مسن به او می گوید که "در گذشته ما نمازمان را در خانه می خواندیم، و مشروبمان را بیرون می خوردیم، اما امروز مشروبمان را در داخل خانه می خوریم و نمازمان را بیرون می خوانیم."
با این همه اسلام همچنان محور عمده جامعه است و شور و شوق مذهبی می تواند ایران را به یک دشمن مصمم تبدیل کند. کوپل می گوید ایرانی ها عمیقا به شهدایشان افتخار می کنند و در طی جنگ با عراق ایرانی ها از میادین مین نمی ترسیدند. آنها به راحتی روی مین راه می رفتند تا زمانی که همه مین ها منفجر می شد.
یکی از ایرانی ها می گوید تصرف ایران ده ها بار دشوار تر از عراق است.