آمدی جانم ولی حالا چرا
سخنانی که وقتی آنها را خواندم حرف دل من و خیلی دیگر از منتقدان این ئولت و برخی سیاست های آن بود . حرف دل من واقتصاد دانانی که هیچ گوش شنوایی ندارد.
حرف هایی که وقتی خواندم از شوق شنیدن و اینکه بالاخره کسی پیدا شد و این حرف ها بی پرده زد اشک شوق در چشمم حلقه زد. این دومین باری بود که این طور شدم. بار اول وقتی بود که یک مطلبی را از قول مدیر یکی از شعب یک بانک انگلیسی در هند می خواندم این مدیر گفته بود: ۹۸٪ از تصمیمات در باره اعتبارات هر شعبه درون خود آن شعبه و توسط کارمندان بانک اتخاذ می شود. حال این را مقایسه کنید با سیستم فعلی کشور که حتی برای بخش خصوصی آنقدر شعور قائل نیست که به وی اجازه انتخاب ساعت کاری را هم بدهد. آری ایت است فرق بین خصوصی سازی ما و آنها.
دکتر سبحانی گفته بود:مصیبت عظیم این است که عوامزدگی را مردم گرایی معرفی کرده ایمو با عوام زدگی حقایق امور را ساده نخبگان و بر جسته گان کشور را منزوی و موجب فرود و نزول آنها شده ایم.
تکرار و شدت این عوامل به حدی است که وقتی کسانی هم به تحلیل و آسیب شناسی عواقب این اقدامات می پردازند خود را ذبیح مسلخ توهم ضدیت با منافع مردم می بینند.
ما با عوام زدگی حقایق امور را ساده انگاری کرده ایم و تکلیف الهی خود را با پذیرش مصلحت های زودگذر حضور در قدرت به استحاله ای بنیادین محکوم نموده ایم.
اکنون مدت ها است که مجلس به خط تولید قوانین تنقیح نا شده غیر جامع و بعضا غیر مفید تبدیل شده است.