ائتلاف اقتصادی بر علیه ایران

 

ايلان برمن معاون مرکزتحقیقاتی the American Foreign Policy Council می باشد واز جمله افرادی است که مسئله قدرت ایران را همیشه به عنوان خطری برای امریکا مورد ارزیابی قرار می دهد و فقط مسئله هسته ای ایران را مد نظر قرار نمی دهد . او در کتابی که در سال 2005 با عنوان خیزش تهران
Tehran Rising: Iran's Challenge to the United States" (Rowman & Littlefield, 2005).
منتشر کرد وی طر فدار قاطع برخورد امریکا با ایران و تجزیه قدرت ایران است. در مقاله اخیر او در وال استریت ژورنال 26سپتامبر او نحوه مقابله اقتصادی امریکا با ایران پر داخته وتاکید می کند که فرصت برای اقدام موثر امریکا در حال از دست رفتن است. این نگرانی است که بر اردوگاه نئو محافظه کاران خیمه زده است در ذیل ترجه مقاله را می خوانید

"در بحران اتمي ايران توپ بي‌شك در زمين واشنگتن است. موعد‌هاي بين‌المللي مي‌رسند و مي‌گذرند و آيت‌الله ها دست از جاه‌طلبي اتمي خود برنمي‌دارند.

در اين بحران، واشنگتن ابعاد اقتصادي و اهرم‌هاي مالي براي مقابله با ايران را بخوبي بررسي نكرده است. اقتصاد ايران نسبت به فشارهاي خارجي در سه جبهه بشدت آسيب‌پذير است. ما با يك اراده سياسي مي‌توانيم از اين نقاط ضعف بهره‌برداري نماييم.

نخستين نقطه ضعف، وابستگي ايران به سرمايه‌گذاري خارجي است. تحقيقات نشان مي‌دهد كه ايران براي حفظ ظرفيت كنوني صادرات نفتي خود نيازمند سالانه 1 ميليارد دلار سرمايه‌گذاري است و اگر چنانچه بخواهد اين صادرات را افزايش دهد اين رقم به 5/1 ميليارد مي‌رسد. آمريكا و متحدانش مي‌توانند با دشوار كردن جريان ورود سرمايه به ايران، اين كشور را مجبور به استفاده از ذخاير ارزي و كاهش منابع براي برنامه اتمي و عمليات افراطي در منطقه نمايند.

نقطه ضعف دوم از نظام متمركز اقتصادي آن ناشي مي‌شود. عمده ثروت رژيم در دست تعداد معدودي از افراد متمركز است. جامعه بين‌المللي مي‌تواند با جلوگيري از دسترسي آنها به بازارهاي جهاني و كاستن از ظرفيت تجاري آنها، توجه اين افراد تصميم‌گيرنده را به خود جلب نمايد.

اما بزرگترين شكاف در زره اقتصادي ايران اتكاي آن به بنزين وارداتي است. اقتصاد سوسياليستي ايران 40 درصد بنزين مصرفي خود را از خارج وارد مي‌كند. تحريم جامع بنزين به سرعت بخش صنعتي ايران را فلج كرده- و ناآرامي‌هاي شديدي را در خيابانهاي ايران به وجود خواهد آورد.

اما اين پنجره ممكن است بزودي بر روي غرب بسته شود. ايران از هم‌اكنون دست به اقدامات شديد اقتصادي زده است، از قبيل انتقال دارايي‌هاي خود از اروپا به چين و جنوب شرقي آسيا، خصوصي‌سازي گسترده و برقراري جيره‌بندي بنزين از پائيز امسال. هدف اين اقدامات كاستن از اهرم‌هاي اقتصادي بالقوه ‌ايست كه بر رفتار آن كشور تاثير مي‌گذارند.

متاسفانه تا اين زمان ديپلماسي بين المللي به نفع ايران عمل كرده است. به نظر نمي‌رسد تحريم‌هاي احتمالي سازمان ملل متحد بتواند صدمه‌اي به آيت‌الله‌هاي ايران بزند.

چسبيدن دولت آمريكا به اين سياست‌هاي غلط فاجعه‌آفرين است. بجاي اتكا به سازمان ملل متحد، كاخ سفيد بايد بدون تاخير به ايجاد "اتئلافي از علاقمندان" به استفاده از اهرمهاي اقتصادي براي تغيير رفتار ايران دست بزند.

كاري از اين خطيرتر وجود ندارد. اگر آمريكا و متحدانش به فوريت از اهرمهاي اقتصادي موجود استفاده نكنند، بزودي فقط با دو گزينه روبرو خواهند بود: پذيرش ظهور يك ايران اتمي، يا استفاده از نيروي نظامي براي جلوگيري از چنين رويدادي.

در باره آزمایش کره نکاتی را که به ذهن می آید به صورت بداهه خدمتان عرض می کنم

۱: در تمام طول این ماجرا رسانه ملی سعی در القا این مطلب داشت که آمریکا وسیاست هایش باعث بروز این مسئله شده است.در صورتی که با توجه به نظراتی که کشور های گروه شش در باره کره ومسائل آن داشتند اساسا به نتیجه رسیدن این مذاکرات شش جانبه دور از انتظار بود چون هرکدام از این شش کشور به دنبال حداکثر سازی تامین منافع خود بودند که این باعث شکست مذاکرات در نهایت می شد

۲: با توجه به مسئله اتحاد دو کره و علاقه ای هم که کره شمالی به این مطلب از خود نشان داده بود به هر حال کره دست به این اقدام می زد . کره شمالی صاحب بمب هسته ای(قدرت نظامی)+کره جنوبی(قدرت در حال ظهور اقتصادی)=یک قدرت واحد منطقه ای جدید.

۳: مسئله امنیت و ایجاد حس امنیت در مردم در معرض استرس و صدمه دیده کره هم می تواند به عنوان یکی از انگیزه های این رخ داد تلقی شود

۴: با توجه به عدم کارآیی دیپلماسی تهدید باید برای بازدارندگی کره شمالی طرحی نو در انداخت

 

گرانی های اخیر و دولت

این مطلبی که دکتر احمدی نژاد در دیدار مردمی خود مطرح کرد در باره بانک پارسیان و مسائل مربوط به آن معامله هر چند که پرده از یک مورد تخلف سرسام آور برداشته بود و در صورت برخورد مناسب و عقلانی با آن بنده هم بسیار خوشحال خواهم شد اما این مورد را از چند نظر قابل تامل می دانم

۱-این مطلب درست در زمانی مطرح شد که بلوای گرانی ها از همه جهت گریبان دولت را گرفته بود و تقریبا همه نظام نسبت به آن تذکر و ابراز نگرانی کردند.

که به نظر من این مطلب بیش از همه با هدف بستن دهان جناح منتقد دولت مطرح شد.به عبارتی ایشان می خواستند بگوند که اینها خود مفسدان اقتصادی هستند و الان هم چون اقدامات ما باعث قطع ید آنها شده لذا دارند جو سازی می کنند(امروز رسانه ها و صادرات عامل گرانی معرفی شدند)

۲-با این حرکت و ایجاد یک موج رسانه ای سعی در تغییر جهت افکار عمومی داشتند

طرح یک همچین تخلفی آن هم در یک سخنرانی استانی که بارها از تلوزیون هم پخش شد باعث می شد که مردم به مسئله این تخلف کلان بپردازند و کمتر به مسئله گرانی توجه کنند و فشار کمتری از این موضع بر دولت وارد شود ضمن اینکه با نشان دادن اقدامات خود در جهت مبارزه با فساد اقتصادی این ایده را که دولت در عمل به وعده هایش موفق بوده است را تقویت کرده و تریپ از جان گذشتگی برای مصالح ملت را به نمایش بگذارد و خود را مستحکم در مبارزه با فساد معرفی نماید.

۳- طبق دانسته های بنده بانک مرکزی از ابتدا در این معامله شبه داشته و با آن مخالف بوده است ولی سئوال این است که چرا پس از تایید این معامله در بورس دست به این اقدام زد (هر چند که جلوی ضرر را از هر جا بگیری منفعت دارد) آیا این کار باعث سلب اعتبار بورس ما و ایجاد جو عدم اعتماد به آن نخواهد شد؟ آیا به قول آقای توکلی این حرکت باعث عدم امنیت فضای اقتصادی نخواهد شد؟(این کار باید قبل از تایید معامله صورت می گرفت و اعلام آن هم به گونه  ای می بود که کمترین لطمه را به فضای کسب و کار بزند)

۴- تمام درد اقتصاد ما عدول از مسلمات اقتصادی و رفتن به سمت راه حلهای موقتی من در آوردی است

که البته این کار با توجه به میزان آگاهی های صحیح اقتصادی در بین عامه مردم و عدم آمادگی و شجاعت سیاسی دولت مردان جهت تعدیل و آزاد سازی حقیقیاقتصاد حالا حالا ها به نظر من ممکن نیست(  همین ماجرای خصوصی سازی و روشی که دولت در ذهن دارد بیشتر به تعویض پالان خر می ماند تا تعویض خود خر)

نگارنده خود را معصوم ندانسته و از هر نقد علمی با کمال میل استقبال می کند